تبليغاتX
ناوک
 
براي خواب يا گذشت؟
ديشب خوابم نمي برد . نمي دونم از خستگي بود يا فكر و خيال ،سرد م شد .مي خواستم ديروز را مرور كنم.عذاب مي كشيدم ،نه از بي خوابي از اينكه ديشب بايد ميرفتم و نرفتم ،بايد نمي كردم و كردم ،داد زدم :

من نمي آم...من ديگه28 سالمه ...

بلند شدم و با صدايي گرفته و رنجيده داد زدم :

- بزرگه كه باشه .....احترامش واجبه مادر؟ .اينم مي دونم...فاميلمه .هم خونمه ........مادر من مي گي "فاميل گوشت همديگه رو بخوره استخونش رو دور نمي ريزه " درست .اما تا كي ؟ يادم افتاد بايد قرص مي خوردم چند وقتيه كبدم چرب شده ..از حرص وجوشه يا از بي تحركي و كم خوابي؟نمي دونم .باز رفتم سراغ فكر هميشگي بي خوابي ......

گفتم مي كشمت ..مني كه يه مورچه رو دستم رو دلم نمي اومد لهش كنم....گفتم خودت انتخاب كن..رنگ تو چهره وحشي ش نمونده بود ...فشار ش بالا رفته بود .... پا هاش مثل پاهاي يه جوجه ماشيني كه گربه دنبالش ميكنه مي لرزيد ..منم كمتر از اون نبودم .چه التماسي مي كرد...... محكم افتاده بود به پاهاي سست و بي رمقم

 _ "تواشتباه مي کني .من اينجا كار ميكنم.محسن باور كن من هيچ ارتباطي با مهدي ندارم

 هيچ موقعه يادم نمي ره اون روز لعنتي ... براي اولين بار دستم روي كسي بلند شده بود ..نه ...چند باري هم خواهر مريضمو از روي عصبانيت زده بودم..جاي دستام روي صورت لطيف و سفيدش مونده بود...صورتي كه شب ها از شوق نوازش گونه هاش خوابم نمي برد...

اين بود دانشگاه بدبخت ؟.....كجايي مريم؟

_دانشگاه ..... مريم پس چرا صداي يه مرد مي آد؟

_صداي هم كلاسيمه

چشمام آروم داشت سنگيم مي شد.اما نه... فكر اون روز سيرخوابم مي كرد

 _ قول ميدم محسن ،ديگه تكرار نمي شه ...اشتباه كردم

برو گم شو هرزه آشغال... نفهميدم چي شد مونيتور رو زدم زمين ...صدام در نمي اومد داد مي زدم... پسره خيلي خبيپ بود و مظلوم نمايي ميكرد:

_"من بهش ميگفتم برو سر زندگيت درستو بخون من نامزد دارم ...به مولا قسم دستم بهش نخورده ..پاك پاكه "

ازش بدم اومده بود مريم زخم نادرموني به من زده بود اين بود جبران خوبي هام...اين بود....؟؟ تنفر همه وجودم رو گرفته بود داشتم خفه مي شدم ...اومدم بيرون... .دوست داشتم اونم بياد دنبالم ...جلوي اون دفتر لعنتي پاركي بود و حوضي داشت ..سرمو كردم توي اون آب كثيف و متعفنش....هي منتظر بودم اما نيومد... با اينكه حالم ازش بهم مي خورد اما مگه مي شد دل خنگولم نخواد اون بياد...نيومد... رفتم در زدم كنار پسره نشسته بود .خجالت كشيد ...اومد بيرون بازم با سفيد چشمي مي گفت:

تو اشتباه مي كني ..زود قضاوت نكن..انگار يادش رفته بود كه 5 دقيقه پيش قول داده بود تكرار نكنه..تا ميدون 7 تير التماس مي كرد هنوز جاي چار انگشتم رو صورتش بود... از اين ميترسيد كه به داداش يه لا قباش بگم كه غيرتش رو بي خودي خرج نكنه ...شب شده بود.. اون رفت خونه ..اين بار تنها ... منم رفتم درمونگاه زير دو تا سرم...چند سالي مي شه كه از اون اتفاق شوم گذشته .....تجربه كردم از آدما ..اون الان برگشته ...احساس پشيموني رو تو چشم هاي گول زننده ش مي بينم... من چشمامو ميخوام ببندم... نمي دونم براي خواب يا گذشت؟


به قلم امید فاخر در هفدهم اردیبهشت 1387 | موضوع:
ايستگاه
خانه
پست الكترونيك
حال من بي تو
درباره وبلاگ:

وقتي دريا روبروي من است ،نه جانب دريا را مي گيرم نه به تو باز مي گردم،معناي من در فرصت همين موج خلاصه شده است،چشم انتظار كيستي آن را كه دريا را به ساحل مي آورد من نيستم،سراغ مرا از ماهيان دور دست بگير كه گلوي خود را به قلاب گره مي زنند تا سيلان سخاوت دريا از ذهن ماهي گيران پير بر چيده نشود
نامم "اميد" هر چند گاهي" نااميد "و معتقدم نيمي از واقعيت زشت تر از تمامي يك دروغ است
رديف ماهانه
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آرشيو
درباره ها
حرف های بی اگر
دوستان
چشمي به فرهنگ و هنر(اميد فاخر)
اول شخص مفرد(آمنه فرخي)
نمايه تهران
ركن پنجم دموكراسي
محمد آقازاده
محمد رضا فهميزي
دكتر شكر خواه
محمد صالح علا
اهورا
آیدا اصلاني
در سايه سار خوشبختي
صادق هدايت
ميثم عسگري
روزنامه جام جم
بازيگران
قاليباف
كمي صادق تر(مهدي پارسا)
نسرين نيكنام
نا خوانا(ليلا ملك محمدي)
ليمو بانو
علي رضا
سطر هاي پنهاني
خوابگرد
تير آهن 18
عرفان نظر آهاري
چكامه
يادداشت هاي يك دختر ترشيده
مهدي اخوان ثالث
نگين (ديوار)
ميثم اخباري(كوير)
فيروزه عسگري
حسن فرهنگي
مرتضی(داستان مینی مال)
نارسيس(آزيتا)
انجمن منتقدان و نويسندگان سينما
باز نگار
نفيسه احمدي
عبدلاجبار كاكايي
ندا كشاورز
علي رضا قرباني
احسان بهرامي
روزنه ها

فهرست روزنه ها
شمارنده و نظر سنجي