تبليغاتX
ناوک

ناوک

اگر حرف های دلم بی اگر بود

سینمای ایران بدون نام 'قادری 'یک سینمای تحریف شده تاریخی است


محسن سلیمانی فاخر خبرنگار و منتقد آرت پرس در یادداشت اختصاصی خود درباره قادری اینطور نوشته است :‌سینمای ایران بدون نام پیش کسوتی چون ایرج قادری یک سینمای تحریف شده تاریخی است.

او در سینمای قبل از انقلاب به همراه فردین نماد جوان مردی و لوطی گری بود  واکثر نسل های گذشته با فیلم های او و هم ردیفانش سینما را شناختند و سینمای ایران در مدیوم یک هنر پر طمطراق قرار گرفت و همین "  قادری ها" بودند که الگوی بسیاری از فیلمسازان قرار گفتند  و سینما را شناختند  که امروز در قالب هنرمندان این مرز.و بوم هستند. پس قادری جزیی اصلی از تاریخ سینمای ایران است چه بخواهیم و چه نخواهیم ، چه برخی ها معترف باشند یا نباشند همین قادری ها بودند که عکس یادگاری و امضا گرفتن  برای برخی از هنرمندان امروزی و مسولین آرزو بود.

نوع و جنس کار قادری به سینمای تجاری و گیشه نزدیک بود و آگاهانه این کار را می‌کرد و جنس این نوع سینما را خوب می‌شناخت. ساخت بیش از 80 فیلم،  قادری  را در زمره  بدنه سینما و از تاثیرگذاران خاص این حرفه قرار داده است.

 او هنرمندی بود که همیشه دلش می‌خواست کارهای مردمی بسازد  و سلیقه مخاطب را هم به‌خوبی می‌شناخت. اما بابت کار فیلمسازی نکردن در مدت طولانی، ضربه ای مهلک بر او وارد کرد  .او مردی بود که سینما را  واقعی دوست داشت، نه ازکشور خارج شد و نه به کار دیگری دست زد. تمام تلاش‌اش این بود که خود را با سینمای بعد از انقلاب  منطبق کند  و از مردم برای مردم بگوید سعی اش این بود حتی اگر از پس این تلاش برنیامده باشد .استواری و پافشاری‌اش برای کار در این حرفه ارزشمند  و مثال زدنی بود .

نمی‌توان منکر شد که قادری بخشی از تاریخ سینمای کشور ماست. او از دهه 40 در سینمای ایران حضور داشت. در سینمای قبل از انقلاب حضور جدی داشت  و سالن های سینما به یمن او پر از مخاطب می شد . بعد از انقلاب هم در چارچوب‌ نظان و خواست عموم مخاطبان  فیلم ساخت  و همیشه با توده مردم همراه شد، مردم  او را پذیرفتند و خاطره جمع کردند و این  یعنی بخشی از تاریخ بودن. ایرج قادری بخشی از تاریخ سینمای  حرفه ای ماست.

'او  با کوسه جنوب ، کوچه مردها  ، پشت و خنجر ، جدایی، سرسپرده ، توبه   و....  سینما را هنوز در ذهن مخاطبانش زنده نگاه داشته است  . در پس از انقلاب نیز با مردم همسو بود ."برزخی ها "را با تم هجوم دشمنان به وطن ساخت .سیستم ارباب و رعیتی دوران ستمشاهی  را در 'دادا'  نشان داد  و با  'تاراج' نیز به موضوع روز مواد مخدر و اعتیاد پرداخت و نتیجه ان استقبال مردم از سینما و آشتی دادن برخی از مردمی شد که با سینما قهر کرده بودند اما اینها برای او منجر به ممنوع کاری اش شد .

اما او انقدر تلاش کرد که باز هم فیلم بسازد و پس از ده سال  مسولین را وادار به تمکین کرد فیلم 'می خواهم زنده بمانم' بازگشت باشکوه او به سینما بود .او با 'طوطیا' .و 'سام و نرگس'  سینمای عام پسندی را به مخاطب جوان معرفی کرد و دیگر شاید زمان افول او با سن 70 سالگی آغاز شده بود . اما با این حال نمیشود قادری را در سینما ندید . او از معدود فیلمسازانی بود که نام وی مخاطبان بسیاری را به سالن ها می کشاند .قادری بخشی از خاطره ایرانیانی است که آثارش را دیده اند . او یاد اور خاطرات جمعی اذهان جدانشدنی جامعه است.خاطره هایی که چون جمعی است هیچگاه از خاطره یک ملت برچیده نمی شود. کاش همسرش به مردم  و دوستدارانش اجازه میداد که جدای مسولین برای مرد کوچه های خاطره استقبالی با شکوه از جسم ناتوان و رنجورش می کردند.
+ نوشته شده در  بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 10:41  توسط امید فاخر  | 

نظام درجه‌بندی سنی مخاطب، حلقه مفقوده‌ تلویزیون


تهران - منتقد سینما و تلویزیون، نبود نظام درجه بندی سنی برای مخاطبان برنامه های تلویزیونی را حلقه مفقوده این رسانه دانست كه با وجود اهمیت آن، مورد غفلت مدیران صدا و سیما واقع شده است.

1391/02/13 - 08:55

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، 'محسن سلیمانی فاخر' روز سه شنبه در یادداشتی كه به ایرنا ارسال كرد، آورده است: امروزه نظام درجه‌بندی تلویزیون و سینما در دنیا جایگاه شناخته شده ای دارد و نظام درجه‌بندی حلقه مفقوده‌ای در تلویزیون ما به‌شمار می‌رود كه تاكنون توجه كمی از سوی مدیران این رسانه به آن شده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:20  توسط امید فاخر  | 

مجموعه تلویزیونی 'حیرانی' فقط در فرم حرف تازه و شیوه بدیع دارد


تهران - منتقد سینما و تلویزیون با بیان اینكه مجموعه تلویزیونی 'حیرانی' فقط در فرم حرف تازه و شیوه بدیع دارد،‌ افزود: كارگردانان این اثر سعی كرده‌اند در حوزه سینمای مستند و داستانی و درعرصه روایت و تصویر تجربیاتی نو داشته باشند.

1391/01/30 - 08:25

'محسن سلیمانی فاخر' روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا افزود: 'حیرانی' شكل تلطیف شده و تله زده ای از تجارب كیوان علی‌محمدی و امید بنكدار در عرصه سینما است.

وی اظهار داشت: در حیرانی قصه به شكلی روایت می شود كه برخلاف سبك معمول، قهرمان یكه و تنها ندارد و افراد در ارتباط با یكدیگر و با داستان های مجزای خود، قصه را می سازند.

این روزنامه نگار ادامه داد: استفاده از دوربین روی دست برای مدت زمان طولانی و تدوین غیر متعارف تجربه ای غیرمعول در تلویزیون است.

سلیمانی فاخر افزود: این سریال به همراه تجربه سیروس مقدم در استفاده از نماهای غیر مرسوم در مجموعه 'تا ثریا ' اقدامی است كه می خواهد شجاعانه مخاطب را از كلیشه برهاند.

وی ادامه داد: هرچند اقدام شجاعانه كارگردان در كلیشه گریزی ستودنی است اما گاه با بی اقبالی مخاطب همراه می شود.

این منتقد سینما و تلویزیون تاكید كرد: به نظر می رسد در 'حیرانی' با توجه به فرم و نحوه ارایه داستان، مخاطبان درگیر قصه شده اند و قاب بندی ها تجربه جدیدی از بُعد بصری را به نمایش گذاشته است تا جایی كه این خَرق عادت تلویزیون، عاملی برای تغییر كلیشه ها خواهد شد.

وی افزود: با این حال استفاده افراطی از این شیوه گاه مخاطب را می آزارد و در برخی از سكانس ها هر چند تدوینگر سریال مدعی فرمی بدیع است اما چندان سهل الوصول می شود كه یادآور مونتاژهای مجالس شادی است.

سلیمانی فاخر درمورد تركیب بازیگران این مجموعه اظهارد اشت: استفاده از تركیبی از بازیگران توانمند در مجموعه ای پرشخصیت، ذهن كنجكاو مخاطب را برای ادامه همراهی با اثر آماده می‌كند.

وی افزود: كارگردانی متفاوت نوآورانه‌ و استفاده از تكنیك‌های در خور توجه و میزانسن‌هایی كه همگی در رصد كارگردان و همسو با حركت‌های دوربین و بازی بازیگران است از نقاط قوت اثر است.

این روزنامه نگار تاكید كرد: هر چند كه بازیگران در خدمت كارگردانان و مجموعه هستند اما انتخاب بازیگران قابل توجه نیست. مهرداد صدیقیان و ستاره اسكندری برای این نقش ها مناسب نیستند.

منتقد سینما و تلویزیون درباره داستان این مجموعه نیز اظهار داشت: 'حیرانی' قصه ای خطی و ساده را روایت می كند كه پیش از این در سریال متعددی دیده شده است. فردی از خارج از كشور به ایران باز می گردد و با ماجراهای مختلفی مواجه شود كه نقطه تمایز این مجموعه با دیگر سریال های هم داستان آن همین نحوه ارایه اطلاعات و فرم جدید است و اما در چارچوب داستان حرفی نو برای ارائه كردن ندارد.

سلیمانی فاخر تاكید كرد: به نظر می رسد 'حیرانی' سریالی است كه در امتداد قصه خطی خود، قرار است به مرور مخاطبان را با قصه هر یك از شخصیت های سریال آشنا كند؛ شخصیت هایی كه هر كدام ماجرایی خاص دارند.

این روزنامه نگار با بیان اینكه این سریال درباره مهاجرت به خارج كشور و بازگشت و تمایل دوباره به وطن است، اظهار داشت: نقطه شروع سریال همین تمایل است كه می‌توان به آن نگاهی نمادین هم داشت. قهرمان داستان فردی است كه در جستجوی هویت گمشده‌اش به وطن بازمی‌گردد.

سلیمانی فاخر تاكید كرد: سریال حیرانی از نظر تصویری اثری كیفی و قابل قبول است و موسیقی آن برای تحكیم القائات بجا و مناسب وارد می شود و در تعداد زیادی از سكانس ها نحوه بازی و دیالوگ ها، فضای تئاتر را زنده می كند هرچند كه قاب بندی ها شباهت هایی با مفاهیم سینمایی دارد.

+ نوشته شده در  سی ام فروردین 1391ساعت 19:55  توسط امید فاخر  | 

گاهی به نعل و گاهی به میخ

نگاهی به فیلم زندگی خصوصی:

محسن سلیمانی فاخر عضو انجمن منتقدین سینما ؛ خبرنگار و پژوهشگر آرت پرس در یادداشت اختصاصی خود آورده است :

"حسین فرح بخش" ثابت کرد نه تنها تهیه کننده موج سوار و موقعیت شناس است بلکه  کارگردان موقعیت طلبی است که در شرایط روز،  داستانی اجتماعی- سیاسی را به تصویر می کشد  و نتیجه کار هرچند که کاری تکراری و از پیش جواب داده شده است اما با برخی سکانس های متفاوت و به روزسازی موقعیت ها و دیالوگ ها ، فیلم شسته رفته ای را آماده کرده که حتی از تعداد زیادی از فیلم هایی که به کارگردانان دیگر سپرده  قوی تر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و سوم فروردین 1391ساعت 9:17  توسط امید فاخر  | 

کلی گویی ها یی ازکرباس غلو گویی ها

نگاهی به فیلم قلاده های طلا

محسن سلیمانی منتقد و پژوهشگر آرت پرس دریادداشت خود آورده است :فیلم' قلاده های طلا' فیلمی است که می خواهد با خیال خوشی جریانات را سهل الوصول ختم به خیر کند و قصد دارد با رعایت بی طرفی از جانبداری ها دور شود اما فی الواقع اینگونه نیست.

فیلمساز با انتخاب خواهر وبرادری در یک خانواده  که هریک نمادی از یک جریان و حزب است  از نمادگرایی سخن بگوید اما در ادامه به مستندات می پردازد و در انتها از همین نماد برای پیوند دادن این جریانات استفاده می کند .

در این فیلم عامل اصلی ایجاد جنبش اعتراضی سال 88، یکی از ماموران ام‌ای 6 انگلستان است که در قالب معاون وزارت اطلاعات عمل می‌کند و در نهایت شناسایی و دستگیر می‌شود و جنبش اعتراضی هم همراه با توطئه انگلستان شکست می‌خورد.

 در "قلاده های طلا" تمام کشته‌شدگان توسط همین جاسوس انگلیسی کشته شده‌اند و شعار‌های جنبش اعتراضی هم توسط وابستگان به همین عامل اطلاعاتی طراحی می‌شود. فیلم به کلی گویی ها بسنده می کند و با شعار هایی که بعضا مورد پسند برخی از سفارش دهندگان و مخاطبان قرار می گیرد پیش میرود  فیلم به دشمن شناسی و دشمن ستیزی اشاراتی دارد و کلی گویی ها در همان غلو گویی ها می ماند  به‌طوری ‌که یکی از مقامات اطلاعاتی امنیتی قول می‌دهد که دوروزه بساط اعتراضات را جمع می‌کند و به گونه ای که فیلم حتی یک نفر وجود ندارد که به فکر شناخت مساله انتخابات و حل آن باشد.

فیلم با شگردی تبلیغاتی در مرحله تولید قرار می گیرد  لذا در این مرحله یک برچسب بر آن قرار گرفت  و«سیاسی‌ترین فیلم سینمای ایران»   لقب گرفت . این نگاه حتی در زمان اکران در کاخ جشنواره  و حتی درآستانه اکران عمومی ادامه می یابد

آدم‌های رده بالا از مامور انتظامی گرفته تا معاون وزارت اطلاعات همه جاسوس هستند و اینجاست که از بعد تکنیکی فیلمساز گرفتار یک روایت مستند است که از دراماتیزه کردن قصه  و پاسخ به کنش ها باز می ماند. دلایل برای این جاسوس شدن‌ها چندان از منطق برخوردار نیست . مامورها توانایی هر کاری را دارند. مامورها مدام در حال تکه انداختن به یکدیگر هستند. یک مامور رده پایین دستور آزادی می دهد و وقتی آن شخص به خاطر این اشتباه کشته می‌شود، اندکی احساس ناراحتی نمی‌کند و آن را بخشی از ماجرا می‌داند. حال ماموری ( حیایی ) قرار است این جاسوس را پیدا کند آن هم وقتی از کار معلق شده است. مامور انتظامی هم جاسوس است چون چند سال پیش برای گرفتن ویزا به سفارت رفته است و از همان زمان حاضر شده هرکاری انجام دهد تا بتواند به دیدن پسرش به انگلیس برود.

در اینجا ماموران نیروی انتظامی مدام به ماموران وزارتخانه اطلاعات هشدار می‌دهند اوضاع از کنترل خارج شده ولی آنها اعتنایی ندارند  و این به گونه ای پیش می رود  که گویی بیشتر به تخریب وزارتخانه و عملکرد آن می‌پردازد.
شخصیت مامور را که در نهایت جاسوس از کار درمی‌آید، چگونه می تواند در وزارتخانه های که استاد مسلم این شگردهای سیاسی است تصویری بس عجیب و سورئال است  همچنین امین حیایی به عنوان یک مامور اجرایی اطلاعات مملو از اشتباهاتی ناشیانه و خام است که این هم جایی در چنین  وزارتخانه ای جا ندارد . این نگاه ها برای رسانه ها و مخاطب خارجی  مناسب نیست.

با این حال فیلمسازسعی کرده توهین به طرفین انتخابات در فیلم نباشد و بیشتر اتفاقات بعد از انتخابات 88 را یک پروژه طراحی‌شده از خارج و آدم‌های شکست‌خورده انقلاب می‌داند. طالبی میخواهد در این فیلم صف مردم را از صف افرادی که به دنبال تنش و درگیری بوده‌اند جدا کند.

با این حال کارگردانی طالبی در شبیه سازی درگیری های پس از انتخابات و هدایت سیاهی لشگر ها و واکنشهای خیابانی قابل ستایش است .
 

+ نوشته شده در  بیست و سوم فروردین 1391ساعت 9:16  توسط امید فاخر  | 

'كلاه قرمزی' برنامه ای كودكانه مخصوص بزرگسالان


تهران - 'كلاه قرمزی' امسال نیز با زبانی رسا و شیوا در كنار سرگرمی، آموزش محسوس و نامحسوس و نرمی را از مفاهیم روز به مخاطب ارایه كرد و می توان گفت كه این برنامه دیگر مخصوص بزرگترهایی است كه با نوستالژی‌ دلخوش اند.

1391/01/23 - 09:05

به گزارش روز یكشنبه ایرنا، 'محسن سلیمانی فاخر' منتقد سینما و تلویزیونی در یادداشتی درباره برنامه نوروزی 'كلاه قرمزی' به نقد این برنامه عروسكی پرداخته است كه در پی می آید:

استفاده از عروسك هایی كه از شخصیت هایی برآمده از آدم های دور و بر و بهره گرفتن از صداهایی رئال و كودكانه و پاسخگویی به نیازهای آنی و آتی همراه با پرسوناژ- كالبد- انسانی كه مملو از آرامش است، همه از عواملی است كه موجب می شود این مجموعه سال های سال ساخته و همچنان پر مخاطب بماند.

شخصیت 'مجری' و ارتباطی كه با عروسك‌ ها دارد از جذابیت‌ ها و شگردهای برنامه است. ایرج طهماسب خوب از تجربه‌ های بازیگری ‌اش استفاده می‌ كند و چهره مردی آرام و دوست داشتنی و كودك دوست را نشان می‌ دهد و با شخصیت هایی همراه است كه گویا همچنان كودك هستند و بنای بزرگ شدن ندارند.

صمیمیت و الفتی كه در تمام قسمت ها جریان دارد برای مخاطب جذاب و مطلوب است و كودكان و بزرگسالان را شریك دنیای كودكی و خیالی می‌‌كند كه ته مایه ای از دنیای واقعی دارد و حس نوستالژی (كلمات و جملاتی كه یاد آور خاطرات تلخ یا شیرین گذشته و عامل ایجاد یك حس خاص در انسان است) زیبا و رمانتیكی برای والدین ترسیم می كند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و سوم فروردین 1391ساعت 9:15  توسط امید فاخر  | 

شام ایرانی با طعم كپی از آثار فرنگی

تهران- منتقد سینما و تلویزیون برنامه 'شام ایرانی' ساخته 'بیژن بیرنگ' را تقلید كوركورانه از یك برنامه ماهواره ای دانست كه جز لوس بازی و تبلیغ رستوران دستاورد دیگری نداشته است.

1390/12/13 - 16:23

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، 'محسن سلیمانی فاخر' روز سه شنبه در یادداشتی با عنوان 'آیا تفاوت شام ایرانی با شام خارجی حضور بازیگران است؟' به نقد مجموعه ' شام ایرانی' ساخته بیژن بیرنگ' پرداخته كه به تازگی در شبكه نمایش خانگی توزیع شده است.

در این یادداشت با اشاره به تاكید مسوولان فرهنگی كشور بر وجود تضاد فكری رسانه های بیگانه با فرهنگ و آموزه های ایرانی - اسلامی آمده است: آنها تاكید دارند كه نباید از اهداف شوم این رسانه ها كپی كرد و آثار تولیدی داخل كشور باید مورد تقلید آنان قرار گیرد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهاردهم اسفند 1390ساعت 8:35  توسط امید فاخر  | 

آن مرد با افتخار با' اسكار' آمد

'جدایی نادر از سیمین'، برگ برنده سینمای ایران

تهران - نویسنده و منتقد سینمایی با بیان آنكه فیلم 'جدایی نادر از سیمین' برگ برنده سینمای ایران است،گفت: این اثر شاهكاری بوده كه در نهایت با كسب اسكار شاهكار كرد.

1390/12/13 - 16:23

به گزارش روز سه شنبه خبرنگار فرهنگی ایرنا،محسن سلیمانی فاخر در یادداشتی به مناسبت موفقیت جدایی نادر از سیمین در اسكار 84 آورده است: آن مرد با افتخار با' اسكار' آمد.انتظار به پایان رسید و آن لحظه فرا رسید: 'جدایی نادر از سیمین ' برنده اسكار بهترین فیلم خارجی شد ؛ حالا دیگر برای اینكه بدانیم بهترین فیلم جهان چیست نباید منتظر باشیم تا دوبله فارسی فیلم ها به بازار بیاید. حالا دیگر همه مردم دنیا باید برای دیدن بهترین فیلم جهان، باید زبان فارسی را به زبان مادری خود ترجمه كنند تا شاهكار سینمایی 'ایران' را به تماشا بنشینند .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهاردهم اسفند 1390ساعت 8:33  توسط امید فاخر  | 

کلی گویی هایی که در همان غلوگویی ها می ماند

نگاهی به فیلم قلاده های طلا

 محسن سلیمانی فاخر منتقد و پژ<هشگر آرت پرس دریادداشت خود آورده است : فیلم' قلاده های طلا' فیلمی است که می خواهد با خیال خوشی جریانات را سهل الوصول ختم به خیر کند و قصد دارد با رعایت بی طرفی از جانبداری ها دور شود اما فی الواقع اینگونه نیست.

فیلمساز با انتخاب خواهر وبرادری در یک خانواده که هریک نمادی از یک جریان و حزب است از نمادگرایی سخن بگوید اما در ادامه به مستندات می پردازد و در انتها از همین نماد برای پیوند دادن این جریانات استفاده می کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هشتم اسفند 1390ساعت 10:52  توسط امید فاخر  | 

منتقد سینما: 'تهران 1500' با جسارت فیلمساز ساخته شد


تهران - منتقد سینما و تلویزیون با بیان اینكه ساخت فیلم سینمایی انیمیشن 'تهران 1500' بیش از هرچیز نیازمند جسارت بود، گفت: 'بهرام عظیمی' با ساخت این اثر قدم در راهی نهاد كه شاید تاریخ سینمای ایران بعدها از او به عنوان فیلمسازی پیشرو یاد كند.

1390/12/02 - 08:48

'محسن سلیمانی فاخر' روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا اظهار داشت: با وجود آنكه انیمیشن سینمایی در گیشه های سایر كشورها پیشتاز است اما در ایران جایگاهی ندارد.

وی افزود: به همین خاطر دست اندركاران جشنواره فیلم فجر انیمیشن سینمایی ' تهران 1500' را به عنوان یك خلاقیت در سینمای ایران به حساب نیاورند.

این روزنامه نگار تاكید كرد: 'تهران 1500' انیمیشن جاندار و پیشرویی است كه با بضاعت اندك در ایران، اثری برجسته به شمار می آید و باید از كارگردان و تهیه كنندگان آن قدردانی كرد.

سلیمانی فاخر ادامه داد: فیلمساز با علم به اینكه میداند هنوز تماشاگر سینما با این سبك از داستان گویی و شیوه نمایش عادت نكرده است، با ذكاوتی خاص از كاراكترهایی ایده می گیرد كه در دل مخاطب جا دارند و اینجاست كه باز هم می توان به 'بهرام عظیمی' امیدوار بود.

وی یادآور شد: طراحی تهران در سال 1500 و نحوه رویارویی انسان در آینده و ماشینی شدن زندگی بن مایه ای محكم برای خلق شخصیت هایی زمینی و ملوس است كه مخاطب با این شرایط و دیالوگ های روز و مبدل شدن به آینده از چاشنی های خلاقیت فیلمساز و گروهش خردسند می شود.

سلیمانی فاخر ادامه داد: شوخی با كیارستمی، آرشیوخانه فیلم، نریشن(گفتارمتن) ابتدایی فیلم و اعلام پرداخت یارانه ها، عكس اصغر فرهادی و مدال هایش و ... از كدهایی كه فیلمساز برای ارجاع مخاطب به گذشته و خلق لحظات مفرح برده برده است.

این منتقد سینما و تلویزیون در عین حال گفت: فیلم با اشكالاتی كه در نحوه زندگی بین گذشته و آینده دارد، آنقدر گام رو به رشدی برای سینمای ایران است كه می توان از آن چشم پوشی كرد.

وی افزود: مشكل سینمای ایران در شرایط امروز این است كه همه كارگردانان دوست دارند خود نویسنده اثر باشند و عظیمی نیز در ساخت 'تهران 1500' مرتكب همین اشتباه شد و

داستانی را انتخاب كرد كه هر چند رگه هایی نو در روایت وجود دارد اما چارچوب آن از درامی كهنه بهره می برد و مخاطب از گره ها و چالش هایی كه برای قهرمان داستان مهیا می شود، آگاه است.

سلیمانی فاخر تاكید كرد: عظیمی اگر می توانست مانند مجموعه فیلم های سینمایی 'كلاه قرمزی' كودكان را نیز مخاطب اثر خود كند، از همراهی بزرگسالان و كودكان بهره بیشتری می برد.

+ نوشته شده در  دوم اسفند 1390ساعت 13:17  توسط امید فاخر  |