تبليغاتX
ناوک

ناوک

اگر حرف های دلم بی اگر بود

آقای فراستی شما تصورمی کنید که همه مردم جهان سیاسی تصمیم می گیرند

خبرگزاری هنر: ما همه از یک ریشه ایم و برای درخشیدن نام ایران باید لحظه شماری کنیم و افتخارات «جدایی نادر از سیمین» یکی از همین لحظه شماری هاست.   
 

نوشته: محسن سلیمانی فاخر/ منتقد سینما وروزنامه نگار



آقای فراستی به هر دلیل و برهانی اشتباه می کند هر چند که از او بپذیریم که جایزه بخش خارجی «اسکار» سیاسی است، اینها چیزی از بعد هنری "جدایی نادر از سیمین" چه در کارگردانی، فیلمنامه و بازیگری و چه در محتوا کم نمی کند و اگرچه به قول این منتقد لجوج از نگاه سیاسی به این فیلم توجه شده اما ابعاد هنری این فیلم برای همه جهانیان مبرهن و روشن است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  نهم بهمن 1390ساعت 8:54  توسط امید فاخر  | 

'جدایی نادر از سیمین' شاهکاری است که تمام قد بالا بلند شد

آرت پرس : محسن سلیمانی فاخر- منتقد سینماو روزنامه نگار در یادداشتی که به طور اختصاصی برای آرت پرس ارسال کرده است نوشته :

"جدایی نادر از سیمین"  شاهکاری است که شاهکار کرد و نماینده ای بالابلند در مراسم اسکار است که در تارک فیلم هایی که از جنس و عیاری دیگر هستند میدرخشد و فراتر ازیک مراسم اهدا جوایز سینمایی، باید فیلمسازش را به واسطه نگاه بی نقص به مقوله  زندگی ستود. فرهادی فیلم ساز بزرگ معاصر ماست و هر سینماگرو سینما دوستی معترف است .او در جایگاهی رفیع و پر افتخاری در جهان ایستاده است و این افتخار و برگ برنده ای تمام قد برای سینمای ایران است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هشتم بهمن 1390ساعت 9:17  توسط امید فاخر  | 

سیاه‌نمایی «تا ثریا» همان واقعیت نمایی است


نگاهی به مجموعه «تا ثریا»
نسخه قابل چاپ نظر شما
 
خبرگزاری هنر: تلخی «تا ثریا» از جنس زندگی است آن زمان که تلنگری به وجدان خفته آدم‌ها می زند که بیراهه‌ای در انتظار آنهاست.   
 

نوشته: محسن سلیمانی فاخر/ منتقد و روزنامه نگار/ خبرگزاری هنر «آرت نا»

سيروس مقدم كارگردان پركاري و تجربه گرا و کاربلدی است که بر کار خود اشراف دارد و در آثارش قدم های رو به رشدی می توان دید. او در بیستمین تجربه سریال‌سازی خود با «تا ثریا»، پس از «نرگس» و «رستگاران» سه‌گانه ای از دغدغه‌ها و مشكلات زنان را کامل کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سوم بهمن 1390ساعت 14:40  توسط امید فاخر  | 

عاشورا ؛ پرچمی برافراشته تا ابد برای انسانيت

عاشورا حيات است، بانگ رساي حق از همه حنجره‌هاي پاك است. عزت مسلمين ، روح نماز، بقاي حج، و صفاي جان است.

من در كجاي اين جلوه‌گاه بزرگي، اخلاص ، فتوت ،مردانگي، محبت و انسانيتم.اينك عاشورا و اينجا كربلا، كارزاري است كه در آن سوي آن سياهي‌ها، پليدي وپلشتي‌ها و خود گناه و عصيان و معصيت در برابر هر چه خوبي و نيكي به نبرد آمده است.

چطور مي‌توان نظاره‌گر اين همه عظمت و روح خدايي بود و فرو نريخت.لعنت بر شيطان صفتان لعيني كه وجودشان موجب شد آن همه نيكي و خير را در كنار خود نبينند.عاشورا به رشادت‌ها، محبت‌ها، فضائل، نيكي‌ها و بزرگواري‌هاي سپاه برگزيده حسيني(ع) ، عاشورا شد و تا ابد ماندگار.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و نهم دی 1390ساعت 12:6  توسط امید فاخر  | 

ما همه برای یک آب و خاکیم، روانیست چنان کنیم تا چنان شود

اختصاصی آرت نا/

یادداشتی برای سینمای ایران
نسخه قابل چاپ نظر شما
 
خبرگزاری هنر: در آستانه جشنواره فیلم فجر این اختلافات با هر بهانه و هدفی آب در آسیاب دشمن ریختن و سوژه دادن به رسانه هایی است که مترصد طعمه های چرب و نرم تفرقه هستند.   
 

نوشته: محسن سلیمانی فاخر/ منتقد  سینما و روزنامه نگار / خبرگزاری هنر ایران «آرت نا»

اتفاق ، اتفاق خوبی نیست، خبر کوتاه و آنی؛ خانه سینما منحل شد. از هر دو صاحب حق بگذریم قدری جدی تر و فراتر از قربانی دادن های سیاسی نگاه کنیم. در آستانه جشنواره فیلم فجر - جشنواره ای که لااقل عنوان بین المللی را به یدک میکشد - این اختلافات با هر بهانه و هدفی آب در آسیاب دشمن ریختن است و سوژه دادن به رسانه هایی است که در شکار و مترصد طعمه های چرب و نرم تفرقه هستند. نیایید شبکه های" بی بی سی"و "وآ"  را متوجه یک اختلاف دیدگاهی کنیم و آبرویی که این سینما در سال های سال با خون دل خوردن انبوهی هنرمند وطن دوست به دست آمده را به راحتی  فکر و عقیده های منفعت طلبانه ویران نکنیم.
آیا نمی شد لااقل این قد علم کردن ها پس از اختتامیه جشنواره فجر اجرا می شد،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پانزدهم دی 1390ساعت 12:38  توسط امید فاخر  | 

حکایت درس آموزی از ایدئولوژی های مذهبی طنز واره /نگاهی به فیلم «اخلاقتو خوب کن»/


نسخه قابل چاپ نظر شما
 
خبرگزاری هنر: ايده‌ي آرزوي فرشته براي انسان شدن و تحقق اين آرزو كه از مذهب گرفته شده، مضموني مناسب برای خلق یک كمدي است.   
 

نوشته: محسن سلیمانی فاخر/ عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي/ خبرگزاری هنر ایران «آرت نا»

"اخلاقتو خوب کن" اثری است که به گونه ای فزاینده تمی ايدئولوژيك و فرا زمینی دارد و فيلمهایي که از این اساس پیروی می کنند نمی توانند مدعی کاری بس هنری باشند هر چند که در نمونه های خارجی ردپاهایی از هنر اصیل سینما دیده می شود با این حال "اخلاقتو خوب کن" می بایست از این دستمایه به قدری کیفی تر بهره می برد و حرکت در سطح نمی داشت.
در اين فيلم فرشته اي وظيفه دارد كه آدم ها را به دنيای آخرت همراهی کند و روایت مردي است كه طی یک تصادف و ايست قلبي متحول مي شود و در بازگشت خود به زندگي با فرشته ي مرگش، مواجه مي شود. او در این میان و در آن حالت بینابینی مرگ و زندگی سرنوشتش با زني گره میخورد و عشق و عاشقی چاشنی حکایت تلخی می شود  که تمی معنوی  دارد.
ايده‌ي آرزوي فرشته براي انسان شدن و تحقق اين آرزو كه از مذهب گرفته شده است، مضمون مناسبی برای خلق یک كمدي موقعيت است. از این رو مخاطب با مضمون فیلم "اخلاقتو خوب كن" كه همان فضایل اخلاقی است ارتباط برقرار می کند.
فیلم با نقایصی که در شکل اجرا، نداشتن پیوستگی و راکورد  دارد اما به نوعی در تلاش است تا معضلات اجتماعی ومشكلات رفتاری فردی  را با چاشنی طنز و آمیختگی دین و مذهب مطرح کند و این ستودنی است.
"اخلاقتو خوب کن" یک فیلم بی ادعا و روتینی است که با سوژه ایی به تصویر کشیده شده که هرچند پر محتواست اما در نحوه اجرا و فرم گام خلاقانه و رو به رشدی برای این گونه تم های ایدلوژیکی نیست. تجربه‌ی مرگ  روح و بازگشت از آن دنیا  بارها در آثار ایرانی و خارجی مشاهده شده - تب آن اخیرا در تلویزیون  آغاز شده _هر چند که حواشیح با دیگر نمونه ها متفاوت است اما در ذهن مخاطب همان اصل روح و چارچوب  آن  متبادر می شود.
عطاران در این رل تکرار همان مکررات را عهده دار است. شخصیت اولیه‌ی او (بشارت) شبیه انسانهای زمینی است و هیچ تفاوتی با سایر فیلمهایش ندارد. او در این نقش تنها برای گیشه انتخاب خوبی است. الهام حمیدی برای ایفای نقش سایه مناسب نیست. او نتوانسته  نقش زنی که مردان را با عشوه گری تیغ می‌زند را با آن چهره مثبت ایفا کند.
با این حال اطیابی هر چند که بر محور تکرار موضوع روح و فرشته سخن گفته اما روايت، قصه‌اي  است كه شايد بسياري از خط قرمز‌ها را را رد کرده تا بتواند القای پیام کند، در این اثنا تا حدودی به این هدف نزدیک شده اما در ادامه در برخی سکانس در جا زده است. فیلمساز  با اصل قرار دادن مفهومي ارزشي از تكرار قالب هاي هميشگي ساده و ابتدايي کمدی فاصله گرفته اما باز در تله دیگری گیر کرده و آن  نقطه اتكاء فيلم بر عشق هاي هميشگي و پایان خوش داستان است که در اجرا، فرم و محتوای كليشه اي که براي  فیلم نه تنها مثبت نبوده بلکه به افت کیفیت کمک کرده است.
همچنین برخی نماها در فیلم سهل و الوصول برای مخاطب فرض شده است. مثلا تصادف غير منطقي است. اتوبوس به شیوه‌ی مدرن از روي ابراهیم رد مي شود ولي اوبا یک عمل جراحي بهبود کامل میابد، یا رضويان با ديدن آزمايشات مي‌فهمد كه سايه تومور دارد در صورتیکه تومور ازروی عكس قابل تشخيص است.
اما همین غنیمت است که "اخلاقتو خوب کن" کمدی بی آبرویی نیست. فیلمساز در مسیر توجه به محتوا و مفاهیم ارزشی گام برداشته و از جنس کمدی های های سخیف خود را رهانیده است و خط اصلی قصه و مضمون دینی «توبه» دستمایه معتبری است که در ساختار استفاده شده است.

+ نوشته شده در  سیزدهم دی 1390ساعت 11:25  توسط امید فاخر  | 

شوق پرواز' داستان جذابی برای مخاطب ندارد

نویسنده و منتقد سینما و تلویزیون:


تهران – عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی گفت: مجموعه تلویزیونی 'شوق پرواز' فاقد جذابیت دراماتیك و قصه پردازی مناسب است و به همین خاطر موفقیتی در جذب مخاطب ناموفق ندارد.

'شوق پرواز' داستان جذابی برای مخاطب ندارد

'محسن سليماني فاخر' روز جمعه در گفت و گو با خبرنگار فرهنگي ايرنا افزود: در آثاري كه درباره شخصيت هاي مهم سياسي، فرهنگي ، اجتماعي و حتي نظامي ساخته مي شود، بخش مهمي از كار به دوش قصه و داستان پردازي مناسب است.

وي ادامه داد:هرچند مجموعه شوق پرواز با محوريت زندگي شهيد لشگر خلبان عباس بابايي توليد شده اما چون فاقد داستاني دراماتيك و قصه اي جذاب بوده آنگونه كه بايد ديده نشده است.

سليماني فاخر به رويكرد صدا و سيما در توليد آثار نمايشي با محوريت زندگي سرداران دوران دفاع مقدس اشاره كرد و گفت: به نظر مي رسد كه تلويزيون تنها به عنوان يك سفارش دهنده در اين عرصه وارد شده و نظارت كافي و لازم روي روند توليد اينگونه آثار اعم از تحقيق و گردآوري مستندات زندگي افراد شاخص و داستان پردازي آن ندارد.

منتقد سينما و تلويزيون افزود: جذابيت يك اثر نمايشي به درام نهفته در داستان و شخصيت هاي آن باز مي گردد اما درباره 'شوق پرواز' بايد گفت كه به شدت روي زندگي شخصيت اول داستان تكيه شده و به همين خاطر قسمت هايي از اين مجموعه صرف مسايل حاشيه اي و غير ضروري به ابعاد زندگي اين شهيد شده است.

وي به مقايسه'شوق پرواز' با مجموعه تلويزيوني 'سيمرغ' پرداخت وگفت: موفقيت'سيمرغ' كه حدود 10 سال پيش از تلويزيون پخش شد، مرهون كار تحقيقي و ميداني بود كه عوامل توليد پيش از ساخت آن انجام داده بودند و به همين خاطر داستان آن با وجود برخورداري از روايتي دراماتيك، به لحاظ تاريخي نيز با ابهام و سوال و حتي انكار همرزمان شهيدان شيرودي و كشوري همراه نبود.

سليماني فاخر توضيح داد: عملكرد تلويزيون در ساخت آثاري درباره شخصيت هاي معاصر از جمله 'شهريار' و ' دكتر قريب' نشان مي دهد كه اين كارها در بعد تحقيق و داستان پردازي با كاستي هاي رو به رو بودند.

وي ادامه داد: با وجود آنكه برخي فيلمسازان ساخت آثار نمايشي درباره دوره هاي معاصر تاريخي را سهل و ممتنع فرض مي كنند، به نظر مي رسد ساخت اينگونه آثار حتي از ساخت آثاري درباره عهد كهن نيز سخت تر باشد.

اين منتقد سينما و تلويزيون افزود: با توجه به نزديكي زماني كه بين دوران حال و دوره هاي تاريخي معاصر وجود دارد، بسياري از شاهدان عيني ماجرا وجود دارند كه بايد در مرحله تحقيق از تجربيات و خاطرات آنان سود جست.

وي گفت: ساخت آثاري درباره سرداران شهيد دوران دفاع مقدس كه اين روزها در تلويزيون باب شده، نيازمند حداقل دو سال كار تحقيقاتي و ميداني است و سپس بايد در دراماتيزه كردن داستان كوشش كرد تا مخاطب را پاي اينگونه آثار نشاند.

+ نوشته شده در  سی ام آذر 1390ساعت 15:39  توسط امید فاخر  | 

هر که شد محرم راز در حرم یار نماند

سعادت‌آباد برشی از زندگی نمونه‌هایی از جامعه است که با بی‌اعتمادی، خیانت و پنهان‌کاری، حرمت مقدس جامعه را جریحه‌دار کرده‌اند و حریم خانواده  را زیر  سؤال می برد. از سویی دیگر سعادت‌آباد واژۀ «دوست اجتماعی» را به تهدید و چالش معنا می‌کند و روایت آگاهانه‌ای از طلاق‌های خاموش و پنهان جامعه است.
فیلم روایت رودررویی و تقابل زندگی ظاهری و باطنی است و برداشتی رها و خودمحورانه برای جمع کردن تکه‌هایی از تفکرات و منش‌های جامعه در زیر یک سقف است، به گونه‌ای که سعادت ظاهری را در مقابل شقاوت باطنی زوج‌هایی قرار می‌دهد که هریک بیان‌گر آسیب‌های زوجی است  که تعامل گروهی ناهدایت‌شده‌ای دارند.
مازیار میری در پنجمین اثر خود (پس از قطعۀ ناتمام، به آهستگی، پاداش سکوت و کتاب قانون) شخصیت‌هایی را طراحی کرده که هر کدام شناسنامه دارند و مخاطب سینما می‌تواند با ذهنیت‌سازی برای خود با شخصیت‌ها هم‌ذات‌محور حرکت کند. فیلمساز با تأسی از خالق دربارۀ الی... بر جزئیاتی زوم کرده که در خدمت فیلمنامه و قصه هستند و هر کدام حکم نشانه‌ای را پیدا می‌کنند  و شخصیت‌ها و روابط آنها را سینمایی کرده است.
سعادت‌آباد انعکاسی رئال از خانواده‌های ایرانی است و «آینه» و تأکید  بر آن در نماهای مختلف حاکی از این مهم است که فیلم برخاسته از اساس جامعه است. مبحث نشانه‌شناسی  با تکرار و تأکیدهای کارگردان  عینیت می‌یابد. وقتی یاسی به خانه می‌رسد با آینه‌ای ترک‌خورده روبروست که لابلای همین ترک‌ها آرایش می‌کند و در کدگذاری این نما، در لحظات پایانی فیلم لاله باصورت سیلی‌خورده و نوازش آن و تاریک کردن اتاق، با تردید به آینده و تصمیماتش می‌نگرد.
داستان از بی‌بندوباری شیک و مدرن سخن می‌گوید. در انتها هم از امید و جریان زندگی دم می‌زند، شوهری که با رفتن به مهمانی موافق نیست، زنی که به خاطر سفری جنین‌اش را سقط می‌کند، زن و مردی که به تظاهر گرد هم می‌آیند، مردی که با پرستار کودکش رابطه برقرار می‌کند و زنی که نمی‌داند چه بر زندگی می‌آید. فیلمساز  از درد بزرگ مدرن زندگی سخن می‌گوید؛ از محبت جنون‌وار افراطی و از تفریط بی‌عشقی، از تقابل شور و شرّ.
سعادت‌آباد دنیایی پرتلاطم از روابط زناشویی را نشان می‌دهد. فیلم روی سه زوج از طبقۀ متوسط جامعه متمرکز است و سعی می‌کند عواقب پنهان‌کاری همسران از یکدیگر را گوشزد کند و با به چالش کشیدن روابط زناشویی و  تأکید بر طلاق خاموش، زیر یک سقف رفتن را مبنای همدلی زوجین نمی‌داند.
سعادت‌آباد به انحرافات خانوادگی و اجتماعی اشارات مستقیم دارد. لاله به راحتی و به کمک جمع دوستان اجتماعی سقط جنین می‌کند تا به بی‌خیالی و آزادگی و سربه‌هوایی‌اش آسیب نرسد و مرد متهم می‌شود به ترس و تحصیل و دگم‌صفتی. مازیارمیری با این نشانه قصد دارد از چنین اشل کوچکی انتقاد کند و به مخاطب نشان دهد که عیب کار در کجاست، اما به عنوان‌کردن  و برجسته‌کردن بی‌حرمتی‌ها بسنده می‌کند و دیگر هیچگونه راهی را برای کاراکترها و تماشاگرانش برنمی‌گزیند؛ راهی که از عاطفه و زندگی خبری باشد. سعادت‌آباد با تماس تلفنی در گره‌ای می‌افتد که چندان به اوج و تعلیق نمی‌رسد و مخاطب با چنین تلنگری که در ذهنش ایجاد شده به دنبال نقاط دیگری از افزایش بار سنگین بر پرسوناژها وحس دراماتیک قصه است و این اتفاق به همان نرمی شروع پیش می‌رود. مقدمه‌چینی به نرمی با پرداخت خوب شخصیت‌ها و معرفی ذاتی آنان پیش می‌رود، اما در گام افزودن بر بار دراماتیک قصه افت می‌کند، هرچند که با بیانی سخت و مبهم مخاطب را به فکر و شخصیت‌سازی هدایت می‌کند. فیلمساز با تصویر موقعیت مالی و زندگی نشان می‌دهد که رفاه عاطفی مستلزم داشتن رفاه مادی نیست،  هرچند که وضعیت زندگی علی و لاله حاکی است که او از موقعیت پایین‌تری برخوردار است، اما تفکر و دیالوگ‌ها و رابطۀ قبل از ازدواج لاله از مقولۀ دیگری سخن می‌گوید.
بهره گرفتن از لوکیشنی محدود به یک آپارتمان و پلاتومانند، کارگردانی قدری می‌خواهد که میری به خوبی از فضا استفاده می‌کند و مخاطب را همراه خود می‌کشاند. فیلم می‌کوشد موقعیت زمانی و مکانی خویش را محدود کند تا بتواند به اندازۀ کافی و لازم، روی شخصیت‌هایش مانور دهد. یکی از امتیاز های مهم فیلم اتفاقاً همین بسته‌بودن و محبوس‌بودن لوکیشن فیلمبرداری ست که دست مازیار میری جزئی‌نگر را باز گذاشته است. سه زوج فیلم آنقدر عمیق و باورپذیر به تصویر کشیده می‌شوند که مخاطب به خوبی به آنها نزدیک می‌شود و خودش را در میان این قشر می‌بیند و این یعنی مماس بودن سینما بر خانواده‌های ایرانی، چه سنتی و چه مدرن.
از سویی دیگر فیلمساز با نشانه‌هایی تنش را به مخاطبش دائم گوشزد می‌کند. بریده‌شدن انگشت دست یاسی در حال آشپزی، شکسته‌شدن لیوان سر سفرۀ شام و ترک خوردن آیینه بیانگر تنش و درگیری پس از آرامش است که خانه را به زندانی تبدیل می‌کند که آدم‌ها را در خود حبس کرده و درونیات آنها را برملا می‌کند. اغلب شخصیت‌های قصه به نوعی به بیماری مبتلا هستند که این بیماری‌ها عمیقاً درونی و روحی ست که حالا به صورت ظاهر و در قالب قرص و دوا نمایان شده است. تهمینه (هنگامه قاضیانی) به همسرش گوشه و کنایه می زند. او سردترین شخصیت قصه است و حسادت‌های زنانه در او قوی است. رابطۀ زناشویی او رو به پایان است و بهرام، همسرش، هرگز آرامش خاطر ندارد و  با نگاه‌های ملتمسانه گوشه چشمی به یاسی (معشوقۀ سابقش) دارد. حسین یاری مردی جاافتاده ساخته که زیر فشار زندگی به شدت شکسته شده و حسرتی عمیق و بی‌انتها درونش جا خوش کرده است و سعی می‌کند با حفظ ظاهر، جذاب باشد.
کاراکتر امیر آقایی شخصیتی مبتلا به بیماری روانی  است که از شدت علاقه به همسرش، وی را اسیر خود کرده و مرتب به او بدگمان است، ولی مجنون تمام‌عیار نیست و برخی اوقات حتی حق با اوست.
بازیگران در رل خود می‌درخشند، حتی مهناز افشار که با ژست‌های تیپ‌گونه همرا بوده در این اثر موفق عمل می‌کند. امیر آقایی هم استعدادی دیگر در بازیگری است که از حسین یاری و حامد بهداد کم نمی‌آورد.
حامد بهداد متفاوت از قبل، بازی کاملاً سرخوشانه‌ای را با لحنی کمیک ارائه داده و منعکس‌کنندۀ مردی بازاری و اهل تجارت است؛ محسن غرق در کار تجاری و خرید و فروش اجناس شده و اصلاً همسرش را نمی‌بیند؛ این همه سلیقه و ذوق همسرش را درک نمی‌کند و آنقدر کور است که درد و بیماری همسرش به چشمانش نمی‌آید.
لیلا حاتمی ظاهری آرام و متین دارد، اما در درون فریادها دارد. زنی است که از درون ویران شده و نای گلایه کردن و سرکوفت زدن ندارد. صاحب خانه و محور اتفاقات اوست و همچون مادربزرگی در پی آرام کردن اوضاع مدعوین است. لذا نمی‌خواهد در خانه‌اش داد و بیداد راه بیفتد و سعی در حفظ حرمت محل زندگی‌اش دارد. او زن آگاهی است که به مصلحت‌ها می‌اندیشد و بیشتر از همسرش زندگی را می‌بیند. دخترش را از خانه بیرون می‌کند تا مبادا بی‌اخلاقی‌ها و بی‌عفتی‌ها را ببیند وتأثیر منفی بگیرد.
سعادت‌آباد سعی می‌کند رنگ و لعاب زندگی را از سعادت باطنی جدا کند. فیلم از ویرانی شهر و ساکنانش حرف می‌زند و منفعت و خودخواهی را بر احساس و معنای بنیادین خانه و خانواده  چیره می‌کند. خوشبختی در نزد  جامعۀ آماری فیلمساز واژۀ مفقوده‌ای است که معنای آن با معنای واقعی در نزد کاراکترها تفاوت زیادی دارد. در سعادت‌آباد بویی از سعات نیست.

+ نوشته شده در  سی ام آذر 1390ساعت 15:36  توسط امید فاخر  | 

«اسب حیوان نجیبی است» ادای نقد بی بندوباری است

آرت پرس : محسن سلیمانی فاخر منتقد سینما در آخرین نقد خود که به فیلم سینمایی 'اسب حیوان نجیبی است ' پرداخته ؛ نوشته است :

عبدالرضا کاهانی در جدیدترین ساخته خود نشان داد فقط می خواهد دم از سینمای نو و زاویه نگاه متفاوت بزند اما جز از یک سری ادا و حرفهای به ظاهر «بودار» و معنی دار همراه با کمی نقد بی بندباری سخن جدیدی در فیلمش مطرح نکرده است.
اسب حیوان نجیبی است قصد دارد با زبانی تند و گزنده مسائل اجتماعی را به چالش بکشد و آدم ها را هریک به عنوان نمادی از جامعه سیاه معرفی کند اما آدم ها و نمادهای او آنقدر خنگ و عقب افتاده اند که با رفتار و کردار و چهره  شخص «پلیس نمایی» که در جزیی ترین اکت ها دست و پاچلفتی عمل می کند هیچ عکس عملی عاقلانه ای انجام نمی دهند و به راحتی هم خود وهم تماشاگر را به سخره  و آلت دست قرار می دهند.
به نظر میرسد کاهانی با جنگ روانی و رسانه ای می خواهد توجه صاحبنظران را برای دیدن فیلم جلب کند و ذهنیت مبهم برای منتقدان و تماشاگر ایجاد کند. فیلمساز حتی با انتخاب عنوان «اسب حیوان نجیبی است» نشان از شیطنت و ابهام بی ربط برای اذهان عمومی دارد.
فیلم با یک سکانس افتتاحیه  که کاراکتر اصلی  را به خوبی لو میدهد آغاز می شود و با یک «پلیس نما» مواجه می شویم که با حالت عصا قورت داده سراغ، به مخاطب و ممیزین اعلام می کند که بدانید و بفهمید من پلیس نیستم، ادامه می یابد و با آدم هایی مواجه می شویم  که در موقعیت ها خودباخته و مستاصل عمل می کنند. این  بزرگ گویی ها و ادعاها نماد جامعه ما نیست.
انتخاب عطاران نیز حربه ای برای گیشه نیست و خلق شوخی ها و موقعیت های طنز که گاه گاه به ابتذال کلامی نیز میرسد در آن فضای سرد و بی روح شب و کاراکتر های بی نا و رمق کارگشا نیست. هر چند که فیلم داعیه کمدی سیاه را یدک می کشد.
کاهانی می خواهد جامعه و مسولین را خاطی شرایط و آدم های قصه اش را بی گناه معرفی کند و نشان دهد که جامعه مشوش و دگرگون است اما کاراکترهایی را صیقل نداده که دارای جنم  باشند تا در حداقل یکی از این نمایندگان اجتماع، قدری به عقل و تصمیم و مقاومت مجهز باشند.
«اسب حیوان نجیبی است» فیلم نجیبی نیست و کارگردان ظاهر به دنبال حر فهایی بوده  که در جریان سیال ذهن خود می پرورانده است و احتمالا خودش به هدفش رسیده است اما مخاطب چیزی عایدش نمی شود. با این حال در کنار این کاستی ها تماشاگر با  لحظه های فیلم ارتباط معنایی برقرار می کند و جنس بازی ها از جنس پرعیاری است

+ نوشته شده در  سی ام آذر 1390ساعت 15:29  توسط امید فاخر  | 

بدرود بغداد' یكی از معدود اتفاق های سینمای ایران است

منتقد سینما:

'

تهران - منتقد سینما و تلویزیون گفت: 'بدرود بغداد' یكی از معدود اتفاق های سینمای ایران است كه كارگردان آن حرف های زیادی برای گفتن دارد.

'بدرود بغداد' یكی از معدود اتفاق های سینمای ایران است

'محسن سلیمانی فاخر' روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا درباره 'مهدی نادری' كارگردان این فیلم سینمایی افزود: این كارگردان به دكوپاژ اعتقادی ندارد، اما زبان سینما را به قدری می­فهمد كه می توان به اعتقاداتش در فیلمسازی اندیشید.

وی گفت: این اثر سینمایی در برگیرنده فیلمنامه‌ای است كه سه روایت متفاوت دارد؛ بوكسوری در نیویورك، تروریستی كه می­خواهد عملیات انتحاری انجام دهد و زنی كه تفریحش انفجار 'مین' است كه این افراد به همراه روایت ها هوشمند و براساس یك ساختار سیستماتیك به یكدیگر مرتبط می­شوند.

این منتقد سینما و تلویزیون، فیلمنامه 'بدرود بغداد' را برخوردار از یك ساختار حساب شده دانست و افزود: روند هر كدام از سه شخصیت اصلی و به سرانجام رسیدن آنان سیری منطقی دارد.

وی ادامه داد: اینكه كارگردان چگونه توانسته بدون دكوپاژ چنین فیلمی بسازد، به نگاه كارگردان به زندگی و سینما و دانش و انسانیت او بازمی گردد.

سلیمانی فاخر با تاكید بر آنكه سه شخصیت این فیلم بنا به جهان بینی فیلمساز فدای یكدیگر نشده اند، گفت: چون این سه شخصیت در یك مكان واحد نیستند، از این رو همطراز پیش رفته اند و این نگاه انسانی 'نادری' است كه باعث می شود این شخصیت‌ها را موازی پیش ببرد.

منتقد سینما و تلویزیون گفت: 'بدرود بغداد' در گونه های فیلم های آمریكایی پیش می رود و میزانسن ها به شكل كاملا ریتمیك تماشاگر را با خود هم سو می كند.

سلیمانی فاخر، 'بدرود بغداد' را از نظر شكلی متفاوت ترین فیلم سینمای ایران دانست و گفت: این اثر نه تنها به لحاظ روایت دنیای جدیدی را در سینمای ایران به روی تماشاگر می گشاید، بلكه در تصویر سازی و ریتمیك بودن میزانسن ها نیز بدیع است به گونه ای كه مخاطب اگر تیتراژ فیلم را نبیند، تصور می كند كه فیلم ایرانی نیست.

وی افزود: این فیلم به لحاظ تصویری نیز با سینمای ایران تفاوت دارد و به لحاظ روایت سعی شده با آنچه تماشاگر ایرانی به دیدن آن عادت دارد فرق داشته باشد.

این منتقد سینما ادامه داد: از سوی دیگر، كارهای مستند فیلمساز برای باورپذیری از فضا سازی به مدد آمده و سعی شده تماشاگر را از پیش فرض ها دور كند تا به واسطه دنیای جدید به شخصیت پردازی برسد.

سلیمانی فاخر با بیان آنكه دراماتیك ترین لحظات فیلم، از سینمای مستند بهره می گیرد، افزود: یكی از عناصر بسیار مهمی كه در فیلم برای به دست آمدن صحنه های دراماتیك و جلوگیری از اُفت ریتم، به فیلم یاری رسانده، موسیقی است.

وی تاكید كرد: موسیقی این فیلم حتی در لحن عوض كردن های بازیگران و برش های تصویر نیز دیده می شود و تركیب عربی، انگلیسی و در ادامه همنوایی سازهای مختلف نشان می دهد كه آهنگساز از تجربه و فهم بالایی برخوردار است.

این منتقد در عین حال گفت: هرچند از یك دیدگاه قصه فیلم و تم اصلی كه یاری كردن دشمن است، كلیشه و 'دِمُده' به نظر می آید اما تماشاگر آنقدر در 'بدرود بغداد' با تصویر و پارامتر های جدید روبه رو می شود كه كلیشه بودن داستان بسیار كم رنگ جلوه می كند و شكلی بدیع تر از یك داستان آشنا و تكراری عنوان می شود.

سلیمانی فاخر افزود: موقعیت ها و درام های فیلم در رویارویی با آدم های قصه به ظاهر متغیر هستند اما در اصل تكرار یكدیگرند و در نگاه دیگر هر لحظه ای كه می بینید برای خودش جزییاتی دارد كه هر بار به نظر تازه می آید.

این منتقد سینما و تلویزیون اضافه كرد: این مناسبات محتمل یا ناگزیر انسانی در دنیای فیلم به مانند فضای خارجی شبیه سازی مستند شده اند.

سلیمانی فاخر گفت: اعتقاد نداشتن كارگردان به دكوپاژ های كلاسیك و ساختارمند تمام تلاش نادری را به این سمت و سو هدایت كرده كه ریتم رفتار و موضوع مورد نظر سكانس در صحنه، روی میز تدوین صورت گیرد.

وی یادآور شد: در سینمای خلاق، حضور خالق پشت میزانسن پنهان است كه این میزانسن می توانند تعلیق درخشانی را شكل دهند كه نمونه آن را می توان در آثار بهرام بیضایی و عباس كیارستمی به وفور و آگاهانه دید.

این منتقد سینمایی تاكید كرد: بخشی از نظمی كه در ساختار دایره وار فیلم وجود دارد، از ریتم تئاتروار و تجارب فیلمساز در این حوزه الهام می گیرد.

وی افزود: در فیلم لحظه ای یا تصویری بدون كُنش دیده نمی شود و در كُنش بازیگران با همدیگر و با صحنه هم نوع رفتار بازیگران، الهام و تلفیقی شخصی از رفتار بازیگران سینمای مدرن است.

سلیمانی فاخر، تجربه جهان مستند را از دیگر ویژگی های این فیلم برشمرد و گفت:

فیلم بر مبنای احساس برآمده از تجربه‌ فیلمساز به پشتوانه نظام الدین كیایی و تورج اصلانی و بازیگران سر وشكل پر قوتی به خود گرفته است.

وی افزود: اصلانی به عنوان مدیر فیلمبرداری، انبوهی از تجربیات مستند دارد و خلاقیت و تجربه او در عرصه مستند و فیلم های كوتاه برای فیلمساز راهگشا بوده و سبب رسیدن به یك زبان مشترك شده است.

سلیمانی فاخر ادامه داد: 'مزدك میرعابدینی' نیز به علت فعالیت مستقل سینمایی، نوع روایت را به خوبی درك كرده است و گروه در مسیر آنكه اثر تازه‌ای به وجود بیاورند، گام برداشته اند.

وی با بیان اینكه 'مصطفی زمانی' و 'پانته آ بهرام' بازی متفاوتی در این فیلم دارند، افزود: بازی زمانی با غرور آمیخته به معصومیتش در صحنه های بی كلام كه نقش 'صالح' را بازی می كند و حس های او در رسیدن به این قهرمان عرب ستودنی و فراتر از دیگر نقش های اوست.

وی افزود: پانته آبهرام نیز به خوبی زبان عربی را در گفت وگو ها انتقال می دهد و هوش و توان بالای او در این فیلم مسلم است.

این منتقد سینمایی تاكید كرد: 'بدرود بغداد' سیاست های جنگ طلبان را محكوم می كند اینكه سربازهای مهاجر در خاك كشورهای دیگر به اسم آزادی آدم بكشند، و در مجموع می توان گفت كه این فیلم در حاشیه هیاهوی جنگ، از صلح سخن می گوید.

+ نوشته شده در  سی ام آذر 1390ساعت 15:26  توسط امید فاخر  |