سینمای ایران بدون نام 'قادری 'یک سینمای تحریف شده تاریخی است
محسن سلیمانی فاخر خبرنگار و منتقد آرت پرس در یادداشت اختصاصی خود درباره قادری اینطور نوشته است :سینمای ایران بدون نام پیش کسوتی چون ایرج قادری یک سینمای تحریف شده تاریخی است.
او در سینمای قبل از انقلاب به همراه فردین نماد جوان مردی و لوطی گری بود واکثر نسل های گذشته با فیلم های او و هم ردیفانش سینما را شناختند و سینمای ایران در مدیوم یک هنر پر طمطراق قرار گرفت و همین " قادری ها" بودند که الگوی بسیاری از فیلمسازان قرار گفتند و سینما را شناختند که امروز در قالب هنرمندان این مرز.و بوم هستند. پس قادری جزیی اصلی از تاریخ سینمای ایران است چه بخواهیم و چه نخواهیم ، چه برخی ها معترف باشند یا نباشند همین قادری ها بودند که عکس یادگاری و امضا گرفتن برای برخی از هنرمندان امروزی و مسولین آرزو بود.
نوع و جنس کار قادری به سینمای تجاری و گیشه نزدیک بود و آگاهانه این کار را میکرد و جنس این نوع سینما را خوب میشناخت. ساخت بیش از 80 فیلم، قادری را در زمره بدنه سینما و از تاثیرگذاران خاص این حرفه قرار داده است.
او هنرمندی بود که همیشه دلش میخواست کارهای مردمی بسازد و سلیقه مخاطب را هم بهخوبی میشناخت. اما بابت کار فیلمسازی نکردن در مدت طولانی، ضربه ای مهلک بر او وارد کرد .او مردی بود که سینما را واقعی دوست داشت، نه ازکشور خارج شد و نه به کار دیگری دست زد. تمام تلاشاش این بود که خود را با سینمای بعد از انقلاب منطبق کند و از مردم برای مردم بگوید سعی اش این بود حتی اگر از پس این تلاش برنیامده باشد .استواری و پافشاریاش برای کار در این حرفه ارزشمند و مثال زدنی بود .
نمیتوان منکر شد که قادری بخشی از تاریخ سینمای کشور ماست. او از دهه 40 در سینمای ایران حضور داشت. در سینمای قبل از انقلاب حضور جدی داشت و سالن های سینما به یمن او پر از مخاطب می شد . بعد از انقلاب هم در چارچوب نظان و خواست عموم مخاطبان فیلم ساخت و همیشه با توده مردم همراه شد، مردم او را پذیرفتند و خاطره جمع کردند و این یعنی بخشی از تاریخ بودن. ایرج قادری بخشی از تاریخ سینمای حرفه ای ماست.
'او با کوسه جنوب ، کوچه مردها ، پشت و خنجر ، جدایی، سرسپرده ، توبه و.... سینما را هنوز در ذهن مخاطبانش زنده نگاه داشته است . در پس از انقلاب نیز با مردم همسو بود ."برزخی ها "را با تم هجوم دشمنان به وطن ساخت .سیستم ارباب و رعیتی دوران ستمشاهی را در 'دادا' نشان داد و با 'تاراج' نیز به موضوع روز مواد مخدر و اعتیاد پرداخت و نتیجه ان استقبال مردم از سینما و آشتی دادن برخی از مردمی شد که با سینما قهر کرده بودند اما اینها برای او منجر به ممنوع کاری اش شد .